تبلیغات
راه ناتمام
راه ناتمام
بی بی سی دروغگو

"اعلام می‌كنم ملت عزیز انقلابی مسلمان ما هشیار باش، افراد و گروه‌هایی با دیدهای خودشان كه به هر حال قابل قبول من و تو نیست، مورد قبول ماها نیست، به دلیل اینكه زندان بوده‌اند، به دلیل اینكه در مبارزات ده‌ها سال است شركت داشته‌اند... این‌ها نغمه‌هایی را آغاز كرده‌اند كه این نغمه‌ها برای انقلاب ما و انقلاب تو جهت اسلامی انقلاب تو خطرناك است، آگاه و هشیار و مصمم باش كه میدان را برای گسترش این نغمه‌ها باز نگذاری..."

در چند مطلب پیش از این، به سوءاستفاده‌ی سیاسی برخی افراد و جریانات از شخصیت‌ها و شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی اشاره كردم و نوشتم كه در بعضی مواقع، این شهدا و شخصیت‌های انقلابی، همان طوری معرفی می شوند كه مورد نظر بعضی جریانات سیاسی است. در آن مطلب به مرحوم آیت الله طالقانی اشاره كردم و در این فرصت می‌خواهم درباره شهید مظلوم دكتر بهشتی بنویسم...

 

از سایت فرزند شهید



ادامه مطلب
طبقه بندی: جنبش سبز، سیاسی،
برچسب ها: شهید بهشتی، موسوی، نامه به شهیدبهشتی، لیبرال ها، حسن نزیه، طالقانی، علیرضا بهشتی،
ارسال در تاریخ 16 بهمن 88 توسط راه ناتمام

چند روز پیش پستی با عنوان "توبه حضرت روح الله" در همین وبلاگ گذاشتم و یکی از دوستان بازدید کننده سوالی در این رابطه پرسید : این برخورد قاطعانه امام خمینی (ره)چه توجیهی دارد؟ آنچه در ادمه می آید پاسخی کوتاه و مختصر است به سوال این هموطن بزرگوار...

همه تاریخ اسلام پر است از رحمتگری. اما آنچه که درکنار این رحمتگری حائز اهمیت است برخورد به جا و قاطع با محاربین و منافقین و کسانی است که سعی در خارج کردن امت اسلامی از مسیر اسلام ناب دارند. جنگهای امیر المونین(ع) با منافقان – که امام هم به آنها اشاره کرده اند- نشان همین اصل عقلانی است. در الهیت و رحمانیت حضرت امیر شکی نیست اما ایشان هم در مقابله با محاربین و منافقین طبق دستور قرآن عمل می کنند و در یک روز به نقلی 700 نفر را از دم تیغ می گذرانند.

 به هر حال در مسیر تشکیل حکومت اسلامی همواره عده ای مشکل ساز بوده اند و خواهند بود. حال یک سوال: تکلیف حکومت اسلامی با کسانی که نه سر سازش دارند و نه سر تسلیم و مدام آشوب آفرینی کرده و عناد می وزرند. چیست؟ آیا عقل حکم می کند که حاکم اسلامی با بی تفاوتی به فعالیت های این عده حیات امت اسلام را به خط بیاندازد؟ آیا باید با مسامحه به نیروهای معاند و مخالف احکام الهی اجازه حیات داد؟ صد البته که اسلام چنین امری را محکوم می داند. اگر قرار باشد که هر گروهک و دسته ای با هر ایدئولوژی انحرافی در متن جامعه اسلامی دست به تبلیغ و تحریف و آشوب و قانون شکنی بزند، دیگر امت اسلامی چه معنایی دارد؟ اصلا برای چنین جامعه ای می توان پیشرفت را متصور شد؟ البته این شدت اسلام در برخورد با منافقین و محاربین و کفار که با آیات متعددی از قرآن مورد تاکید قرار گرفته پس از مدارا و سعی در هدایت این گروه ها است. مثلا در همان اوایل انقلاب جبهه ملی در مقابل تصویب قانون "اعدام" دست به آشوب و لشگر کشی خیابانی زدند. در حالیکه این قانون نص صریح قرآن است... حال تکلیف حکومت با چنین حرکات ضد دین چیست؟

(البته لازم به ذکر است که اسلام قوانین مفصلی در مورد برخورد قاطع با محاربین و منافقین و کافران حربی دارد. که درصورت لزوم بحث فقهی آن را هم بیان خواهم کرد.)

یک مثال می زنم: اگر کارخانه ای به توزیع مواد غذایی فاسد در کشور دست بزند. اولین برخورد مقامات دولتی چیست؟ مسلما این کارخانه پلمپ شده و صاحبانش به مراجع قضایی تحویل داده می شوند. حکایت حرکتها و قلم های فاسد و مطبوعات معاند (و نه منتقد) که سعی در تحریف اصول اساسی اسلام و تغییر در اساس حکومت اسلام دارند، نیز همین است. با این تفاوت مهم که آن کارخانه ها غذای جسم مردم را تامین می کنند ولی مطبوعات غذای روح مردم را ... کدام مهم تراست؟

قطعا اسلام حیات روحانی آحاد امت اسلامی را به دست گروه های منحرفی چون بهاییت، وهابیت، همجنس بازان، لیبرال ها ، سکولارها، لائیک ها و سایر فرقه های الحادی نخواهد سپرد.




طبقه بندی: سیاسی،
برچسب ها: توبه حضرت روح الله، لیبرال ها، سکولارها، مطبوعات فاسد، اسلام،
ارسال در تاریخ 16 بهمن 88 توسط راه ناتمام

جیمز پتراس : حامیان میرحسین موسوی شکست در انتخابات را نپذیرفتند//  غرب مدرکی دال بر تقلب در انتخابات چه به صورت مکتوب و چه به صورت بیانی ارائه نکرد

کارشناسان غربی به منظور اصلاح دیدگاه خود درباره مسائل داخلی ایران کماکان بحث تقلب و صحت و سقم این مدعا را محور تحلیل‌ها و ارزیابی‌های خود قرار می‌دهند که از آخرین این موارد می‌توان به گزارش جیمز پتراس، استاد جامعه شناسی دانشگاه بینگهامتون نیویورک اشاره کرد؛ فردی که به اعتقاد وی ابتدا برآورد اشتباه غرب درباره نتیجه احتمالی انتخابات و سپس هدف آنها برای تحت فشار قرار دادن ایران و تسلیم کردن این کشور در مقابل خواسته‌هایشان موجب شد از حقه دزدیده شدن آرا در انتخابات برای دامن زدن به اغتشاشات در ایران بهره بگیرند. به گفته وی، اعمال تغییرات برای فقرا به معنای ایجاد شغل و تامین مواد غذایی است نه یک لباس راحت یا وسایل تفریحی، از این رو به باور پتراس سیاست در ایران بیشتر به جنگ طبقاتی مربوط می‌شود تا مذهب. این استاد دانشگاه با اشاره به دخالت آمریکا و حامیانش در بیشتر انتخاباتی که در سراسر جهان برگزار می‌شود، انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران را یک موضوع کلاسیک عنوان کرد که در آن محمود احمدی‌نژاد 3/63 درصد و میرحسین موسوی تحت حمایت غرب 2/34 درصد آرا را از آن خود کردند؛ انتخاباتی که به گفته وی، حضور رای‌دهندگان در پای صندوق‌های رای نیز رکوردی در تاریخ ایران بر جای گذاشت. جیمز پتراس در ادامه تحلیل خود که در وب‌سایت خود قرار داد، نوشت: حامیان میرحسین موسوی شکست در انتخابات را نپذیرفتند و یکسری تظاهرات گسترده که به خشونت کشیده شد و باعث به آتش کشیده شدن و تخریب اتومبیل‌ها، ساختمان‌های عادی و مقابله با نیروهای پلیس شد را سازماندهی کردند. تقریبا کل رسانه‌های غربی از جمله رسانه‌های مکتوب و سایت‌ها از هر حزب و گروهی در آمریکا و غرب، اعتقاد مخالفان در ایران مبنی بر تقلب در انتخابات را به طور گسترده در سراسر جهان انعکاس دادند.

ادامه ی این مقاله را در ادامه مطلب بخوانید



ادامه مطلب
طبقه بندی: جنبش سبز، اخبار،
برچسب ها: تقلب، رسانه های غربی، فشار علیه ایرا، آشوب، موسوی، لیبرال ها، استاد دانشگاه بینگهامتون نیویورک،
ارسال در تاریخ 3 بهمن 88 توسط راه ناتمام

عبدالکریم سروش یکی از پنج امضاء کننده بیانیه موسوم به "خواسته های بهینه جنبش سبز" است که به همراه عبدالعلی بازرگان، محسن کدیور، اکبر گنجی و عطاء الله مهاجرانی هفته پیش خواسته های دهگانه جنبش سبز را ارائه کردند.

عبدالکریم سروش: جنبش سبز جنبشی تکثرگراست که همگان را اعم از معتقد، غیرمعتقد، لیبرال و سوسیالیست شامل می شود.

این جمله در واقع اعتراف یکی از بیانیه سازان جنبش سبز پیرامون ماهیت ضد اسلامی و ضد دینی این جنبش است.

قصد دارم (هرچند کوتاه و مختصر) به معرفی نظریه پردازان این جنبش بپردازم.       تا همگان با ماهیت حقیقی جنبش سبز آشنا شوند.

عبدالکریم سروش کیست؟ و چه باورهایی دارد؟

وی از معتقدین سرسخت پلورالیسم (یا تکثر گرایی) دینی است .بر اساس این نگرش افراطی حقیقت به هیچ دین و یا مذهب ویژه ای ندارد و همه ی ادیان از بودائیسم تا اسلام ناب محمدی(با وجود همه ی تناقضات شان با یکدیگر) راهی به سوی حق هستند. دین یا صراط مستقیم امری موهوم است و همه ی ادیان به حق اند!

سروش از اردیبهشت سال 67مجموعه مقالاتی را در ماهنامه کیهان به رشته تحریر دراورد و در آن ها از عصری کردن فهم دین دفاع کرد و به بنیان های عقاید اسلامی تاخت. وی در اولین شماره کیان موضوع «تقلید» را نفی کرد. اندکی بعد در روز وحدت حوزه و دانشگاه ساختارهای حوزوی را به سخره گرفت که با واکنش شدید آیت الله العظمی مکارم شیرازی مواجه شد.

وی همچنین در مناسبت های مختلف به فقها و روحانیت حمله ور شد تا جایی که به نظام حکومتی ولایت فقیه نیز حمله کرد.(نشریه هامون دی77)

همچنین در مقاله ای حکم الهی ارتداد را رد کرد.(نشریه کیان فروردین77)

وی پا را از همه ی اینها فراتر نهاد و برخی مسلمات و مقدسات را زیر سؤال برد و درباره ی عصمت اهلبیت (ع) چنین گفت: «ائمه هم در بعد ظاهری و حکومت که در واقع زعامت دنیوی است از خطا مصون نمی باشند!» (نشریه کیان شماره 44)

این تئوری پرداز اصلاح طلب در قیاسی بی مورد مدعی شد:«فرهنگ شهادت خشونت آفرین است! اگر کشته شدن آسان شد،کشتن هم آسان می شود!!»

در ادمه ی افکار او شاگردانش تحریف را تا بدان پایه گسترش دادند که حتی زمینه ها ومقدمات قیام عاشورا نیز جنگهای یپامبر اکرم(ص) و حضرت امیر(ع) برشمرده شد و ادعا گردید:« اگر در جنگهای احد، خندق، بدر و صفین پیامبر و حضرت علی (ع) کفار ، منافقین و مشرکین را نمی کشتند واقعه کربلا به وجود نمی آمد».(روزنامه صبح امروز 26/1/78).

 حتی پیوستن جناب حر با تعبیر دیگری مورد تحریف قرار گرفت که:« حرکت این فرمانده شجاع (حر بن یزید ریاحی) را می توان از رویه ی دیگری نیز بررسی کرد وآن پرهیز از خشونت و تحلیل عقلانی ماجرای کربلا و تشویق طرفین ماجرا به مدارای با یکدیگر است!» (روزنامه همشهری31/2/78)

وی همچنین پیرامون واقعه ی عاشورا نیز گفت: «سر حسین بن علی مقابل زیاد، سر زیاد مقابل مختار، سر مختار مقابل مصعب... خشونت فرزند خشونت است...»

وی همچنین به ایدئولوی زدایی روی آورد و در 1371به نقد شریعتی پرداخت و دین و انسان را فربه تر از قبایی دانست که شریعتی برتن ایشان دوخته بود و آن قبا ،ایدئولوژی بود.( ایدئولوژی ؛ قرائتی ثابت و انعطاف ناپذیر از دین و انسان)

در بهمن 1386 در دومین سالگرد اهانت نشریات دانمارکی به ساحت پیامبر اسلام، انتشار متن مصاحبه ای از عبدالکریم سروش با مجله zem zem در مورد بشری و خطا پذیر بودن قرآن ، که ترجمه آن در سایت رسمی وی قرار گرفت، موج وسیع انتقادات اندیشمندان و محققان را برانگیخت. وی در این مصاحبه چنین گفت: « بنا به روایات سنتی پیامبر تنها وسیله بود؛ او پیامی را که از طریق جبرئیل نازل شده بود،منتقل می کرد... به نظر من ، پیامبر نقشی محوری در تولید قرآن داشته است. پیامبر به نحوی دیگر نیز آفریننده ی وحی است. آنچه او دریافت کرده مضمون وحی است.»

مجید مجیدی کارگردان متعهد کشورمان این اهانت بزرگ را برنتافت و در پاسخ وی چنین گفت(بخشی از انتقاد مجید مجیدی): اگر آن روز که روشنفکران مذهبی عصمت و علم ائمه را زیر سؤال بردند و نفی کردند و یا مسلمات تاریخی چون غدیر و شهادت حضرت زهرا(س) را افسانه می خواندند... سکوت نمی کردیم، امروز جسارت را به مرحله پیامبر و قرآن نمی رساندند... کسی که ادعای مولوی شناسی می کند و برای او بیش از معصومین ارج و اعتبار قائل است، بداند که به حکم مرادش مولوی کافر است.

گرچه قران از لب پیغمبر است / هرکه گوید حق نگفت او کافر است

با طرح نظریات التقاطی سروش ، متفکران متعددی برای مناظره با وی اعلام آمادگی کردند. اما سروش از تمام این مناظره ها به بهانه های واهی گریخت...

و سخن آخر : این تنها بخش کوچکی از اهانت ها و باورهای سخیف نظریه پرداز جنبش سبز است. جای تاسف است که افرادی اینچنین که به یقینی ترین باورهای اسلامی اعتقاد ندارند، به دلیل بی بصیرتی عده ای از خواص همچون موسوی ها و کروبی ها چنان گستاخ شده اند که برای انقلاب اسلامی راهکار ارائه دهند. لیبرال ها، سکولارها، لائیک ها، هیچ سهمی در این انقلاب نداشتند و ندارند. پس بهتر است که سکوت کنند و همچون گذشته سر در آخور اربابان غربی خود داشته باشند.

 

معرفی سایر رهبران جریان سبز به زودی در همین وبلاگ




طبقه بندی: رهبران جنبش سبز، جنبش سبز،
برچسب ها: عبدالکریم سروش، رهبران جنبش سبز، جنبش سبز، بیانیه درخواستهای بهینه جنبش سبز، سکولارها، لیبرال ها، سخنان اخیر سروش درباره جنبش سبز، توهین به مراجع،
ارسال در تاریخ 26 دی 88 توسط راه ناتمام
قالب وبلاگ