نوبت حسنی مبارک هم از راه رسید...
بن علی هم سرنگون شد...
دیکتاتور ها باید از صحنه سیاسی ملتها حذف شوند.
به رغم همه اسلام ستیزی ها کشورها و ملتهای اسلامی روی به انقلاب های اسلامی نهادند.
و این یعنی تصدیق این آیه از قرآن که میفرماید:
"و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم الائمه و نجعلهم الوارثین"
ما می خواهیم که منت بگذاریم بر آنان که در زمین به استضعاف کشیده شده اند و انها را پیشوا و وارث زمین قرار دهیم
طبقه بندی: مذهبی،
برچسب ها: حسنی مبارک، مصر، تونس، بن علی، موج بیداری اسلامی، اسلام، دیکتاتور، انقلاب، ازادی، انقلاب مردمی، جنبش مردمی،
آلبرت اینشتین(فوت 1955 م) در رساله ی پایانی عمر خود با عنوان: "دی ارکلرونگ" Die Erkla"rung - von: Albert Einstein – 1954 یعنی:"بیانیه" که در سال 1954 آن را در امریکا و به آلمانی نوشته است - اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین ومعقولترین دین می داند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی (فوت1340ش =1961م) است که توسط مترجمین برگزیده شاه ایران محرمانه صورت پذیرفته است اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از (نهج البلاغه) وبیش از همه (بحارالانوار) علامه مجلسی تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند.از آنجمله حدیثی است که علامه ی مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم(ص) نقل میکند که: هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود.اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ...اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه ی "نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد...همچنین اینشتین در این رساله "معاد جسمانی" را از راه فیزیکی اثبات میکند(علاوه بر قانون سوم نیوتون=عمل وعکس العمل). او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" میداند: E = M.C2 >> M = E :C2یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد.
اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ"بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ"حسابی عزیز" یاد کرده است.
طبقه بندی: مذهبی،
برچسب ها: انیشتن، ایت الله بروجردی، نسبیت، معراج پیامبر اسلام، معاد جسمانی، اسلام، مذهب تشیع اثبات معاد، پروفسور حسابی،
زهرا رهنورد که هواداران او درخارج از کشور وی را بانوی سبز رنگ می خوانند در یک پیشگویی قابل تامل خبر از بروز هرج و مرج و اغتشاش در چهارشنبه آخر سال داد و در اقدامی به اصطلاح پیش دستانه بروز هرگونه درگیری را متوجه نظام جمهوری اسلامی کرد.
مدعیان جامعه مدنی قرار است مدنیت شان را با ایجاد آشوب ترافیک و آتش بازی و صدای بوق ممتد و ... اثبات کنند. این هم یک نما از مردم دوستی و حقوق شهروندی. شاید هم نمایی است از دموکراسی...
کسانی که برای به دست آودرن کرسی قدرتی که حق شان نبود و نیست به هر دستاویزی چنگ میزنند... از هیچ هتک حرمتی ابا ندارند و حامیانشان فقط به مثابه پله های نردبانی اند که برای رسیدن به قدرت از آنهاد بهره می برند...
شعار ولایت فقیه سر دادند اما چون به قدرت نرسیدند از آن عبور کردند..
شعار التزام به اسلام سر دادند اما چون رئیس و وکیل و آقا و سرور نشدند ، قوانینش را واپس گرا خواندند...
شعار حقوق مردم و مردم دوستی سر دادند اما چون مردم به کسی جز آنان رای دادند مردم را فراموش کردند...
مردم برای آنها هم یک مشت بی فرهنگ اند که قرار است سه شنبه آخر سال با عربده کشی آرامش شهروندان را بر هم بزنند ، همه جا را بسوزانند و به آتش بکشند و با ماشین های آخرین مدلشان ترافیک ایجاد کنند... آن پیر زن بیمار قلبی که در امبولانس پشت ترافیک دموکراسی دارد جان میدهد و یا آن بانوی جوان پا به ماه که یک شب پر استرس را سپری می کند مردم نیستند...
مردم آنان همان یک عده بی فرهنگ اند که ادعای تمدن شان گوش عالم را کر کرده اما از این سنت غلط دست بر نمی دارند.
طبقه بندی: اخبار، جنبش سبز،
برچسب ها: رهنورد، بانوی سبز، چهار شنبه سوری، منیت، دموکراسی، مردم مداری، اسلام، ولایت فقیه،
ایرانیان متمدن و صاحب فرهنگ 2500 ساله را چه به ولنتاین ؟ روزی که به اعتراف خود غربی ها پیشینه ای ندارد و به افسانه نزدیک است. فرهنگ اصیل ایرانی آنقدر زیبا و غنی ست که نیازی به تقلب از فرهنگ بی پایه ی شرق و غرب ندارد. اقوام ایرانی از این دست اعیاد و جشن ها کم ندارند. اما بی توجهی به این مناسبت های ملی- مذهبی مثل روز عشق ایرانیان (که اتفاقا همین دو روز قبل از آن عبور کردیم) و لیله الرغایب (شب آرزو ها) باعث رشد توجه و اقبال جوانان ایرانی به جشن های غربی شده.
به آقایان مسئول برنخورد؛ اما یکی از مسببین نفوذ چنین فرهنگ هایی مسئولین بی توجه هستند، وگرنه ملتها به خودی خود به داشته های ملی خود علاقه مندند. باید دید کجای کار به خطا رفته ایم که رسم و رسومات بی پایه ای که از دل فرهنگ نازل غرب بیرون می آید ، جای داشته های فرهنگی پربار ملی، ایرانی و اسلامی ایرانیان را پر کرده؟
البته مناسبتهایی مثل ولنتاین و امثالهم، بیشتر از طرف جوانان و خانواده های متاثر از فرهنگ غربی استقبال می شود. یعنی دقیقا همان افرادی که فریاد دفاع از فرهنگ آریایی و ایران باستان شان گوش فلک را پر کرده ، به ولنتاین که می رسند از شعارهایشان فراموش می کنند...که این هم خود جای سوال دارد. گویا عده ای فقط زمانی که پای اسلام به میان می آید سیر روز افزون فراموشی فرهنگ کهن ایران باستان را به یاد می آورند!! و داد وا تمدنا سر می دهند. غافل از اینکه بخش قابل توجهی (اگر نگوییم به تمامی) از پیشرفت ایرانیان در علوم مختلف و غنای فرهنگی شان و سرآمد شدن در عرصه جهان آنروز مرهون تلفیق فرهنگ ایرانی با تمدن ناب اسلامی بوده است.
در ثانی بی توجهی مردم به فرهنگ ایرانی به خاطر نفوذ فرهنگ غرب است، که امروز به دست شبکه های بیشمار ماهواره و غیره وذلک تبلیغ می شود. شاهد این ادعا افزایش این بی توجهی در سالهای اخیر همگام با افزایش اقبال عمومی به استفاده از این گونه وسایل ارتباط جمعی است؛ این در حالیست که اسلام چندین هزار سال است که دین ایرانیان است.بر کسی پوشیده نیست که اسلام به عنوان دین اکثریت مطلق مردمان ایران زمین به تعالی فرهنگ ایرانیان کمک کرده و می کند.
طبقه بندی: مذهبی،
برچسب ها: ولنتاین، فرهنگ ایرانی، اسلام، فرهنگ آریایی، ماهواره ها، ولنتاین و وادادگی فرهنگی،
چند روز پیش پستی با عنوان "توبه حضرت روح الله" در همین وبلاگ گذاشتم و یکی از دوستان بازدید کننده سوالی در این رابطه پرسید : این برخورد قاطعانه امام خمینی (ره)چه توجیهی دارد؟ آنچه در ادمه می آید پاسخی کوتاه و مختصر است به سوال این هموطن بزرگوار...
همه تاریخ اسلام پر است از رحمتگری. اما آنچه که درکنار این رحمتگری حائز اهمیت است برخورد به جا و قاطع با محاربین و منافقین و کسانی است که سعی در خارج کردن امت اسلامی از مسیر اسلام ناب دارند. جنگهای امیر المونین(ع) با منافقان – که امام هم به آنها اشاره کرده اند- نشان همین اصل عقلانی است. در الهیت و رحمانیت حضرت امیر شکی نیست اما ایشان هم در مقابله با محاربین و منافقین طبق دستور قرآن عمل می کنند و در یک روز به نقلی 700 نفر را از دم تیغ می گذرانند.
به هر حال در مسیر تشکیل حکومت اسلامی همواره عده ای مشکل ساز بوده اند و خواهند بود. حال یک سوال: تکلیف حکومت اسلامی با کسانی که نه سر سازش دارند و نه سر تسلیم و مدام آشوب آفرینی کرده و عناد می وزرند. چیست؟ آیا عقل حکم می کند که حاکم اسلامی با بی تفاوتی به فعالیت های این عده حیات امت اسلام را به خط بیاندازد؟ آیا باید با مسامحه به نیروهای معاند و مخالف احکام الهی اجازه حیات داد؟ صد البته که اسلام چنین امری را محکوم می داند. اگر قرار باشد که هر گروهک و دسته ای با هر ایدئولوژی انحرافی در متن جامعه اسلامی دست به تبلیغ و تحریف و آشوب و قانون شکنی بزند، دیگر امت اسلامی چه معنایی دارد؟ اصلا برای چنین جامعه ای می توان پیشرفت را متصور شد؟ البته این شدت اسلام در برخورد با منافقین و محاربین و کفار که با آیات متعددی از قرآن مورد تاکید قرار گرفته پس از مدارا و سعی در هدایت این گروه ها است. مثلا در همان اوایل انقلاب جبهه ملی در مقابل تصویب قانون "اعدام" دست به آشوب و لشگر کشی خیابانی زدند. در حالیکه این قانون نص صریح قرآن است... حال تکلیف حکومت با چنین حرکات ضد دین چیست؟
(البته لازم به ذکر است که اسلام قوانین مفصلی در مورد برخورد قاطع با محاربین و منافقین و کافران حربی دارد. که درصورت لزوم بحث فقهی آن را هم بیان خواهم کرد.)
یک مثال می زنم: اگر کارخانه ای به توزیع مواد غذایی فاسد در کشور دست بزند. اولین برخورد مقامات دولتی چیست؟ مسلما این کارخانه پلمپ شده و صاحبانش به مراجع قضایی تحویل داده می شوند. حکایت حرکتها و قلم های فاسد و مطبوعات معاند (و نه منتقد) که سعی در تحریف اصول اساسی اسلام و تغییر در اساس حکومت اسلام دارند، نیز همین است. با این تفاوت مهم که آن کارخانه ها غذای جسم مردم را تامین می کنند ولی مطبوعات غذای روح مردم را ... کدام مهم تراست؟
قطعا اسلام حیات روحانی آحاد امت اسلامی را به دست گروه های منحرفی چون بهاییت، وهابیت، همجنس بازان، لیبرال ها ، سکولارها، لائیک ها و سایر فرقه های الحادی نخواهد سپرد.
طبقه بندی: سیاسی،
برچسب ها: توبه حضرت روح الله، لیبرال ها، سکولارها، مطبوعات فاسد، اسلام،
تبلیغات 





