تبلیغات
راه ناتمام
راه ناتمام
ما پیروز خواهیم شد

اظهارات اخیر موسوی درباره قابل نقد بودن سیره حضرت امام خمینی طی یک مصاحبه با کلمه با استقبال گسترده رسانه های بیگانه و ضدانقلاب مواجه شد.

سایت كلمه لزوم نقد دوران امام را در مصاحبه خود با موسوی پیش كشیده که وی چنین ادعاکرده: «یكی از اجزاء اعتقادات ما این است كه تعداد معصومین 14 نفر است و بقیه بندگان خدا جایزالخطا هستند و همیشه در معرض لغزش. مگر آنكه خدا آنها را حفظ كند. در مورد دوران مورد بحث هم همینطور است. ولی چه ضرورتی دارد كه وقتی دو تیغه قیچی، یعنی متحجران داخلی و دشمنان بی نقاب خارجی آن دوران و تصویر حضرت امام را هدف قرار داده اند، من هم زبان به نقد بگشایم. مسلماً به دلیل فضای زهراگین موجود، كلام گفته نشده از دهان ربوده خواهد شد و درست شبیه چارچوب توطئه ای كه به عنوان پاره كردن تصویر حضرت امام پیاده شد، مورد سوءاستفاده داخلی و خارجی قرار خواهد گرفت. امروز دشمنان جنبش سبز دنبال طعمه و بهانه هستند تا پیوندی كه همه ما را به هم وصل می كند از بین ببرند. در كشور ما میلیون ها نفر به امام علاقه دارند كه من هم یكی از آنها هستم. به رسمیت شناخته شدن این علاقه و معنای رهایی بخش آن در شرایط كنونی سرمایه بزرگی است كه ما حق نداریم در این زمینه اشتباه كنیم.»
در برابر این اظهارات مغالطه آمیز باید از آقای موسوی پرسید كه اولا آیا امام جایزالخطا بودو شما جایزالخطا نیستید كه مستبدانه و دیكتاتور مآبانه در برابر قانون اساسی، حقوق و منافع و رأی مردم سر به شورش و یاغی گری گذاشتید. و حتی انتقادهای برخی دوستان و نزدیكان خودتان را در زمینه توهم بودن ادعاها نپذیرفتید؟ ثانیاً آیا با مغالطه جایز الخطا معرفی كردن حضرت امام می توان ارتجاع را جای انقلاب اسلامی نشاند، با گروهك های ضد دین و انقلاب طرح دوستی ریخت و در خیانت به كشور و ملت آن قدر پیش رفت كه دشمنان قسم خورده انقلاب و اسلام در جبهه استكبار هورا بكشند؟ آیا لازمه این سخن كه معصومین 14 نفر بیشتر نبودند، هم پیمان شدن با تروریست های منافقین و تندر و پژاك و كومله، و گروهك های خائنی چون بهائیت و نهضت آزادی و جبهه ملی و فدائیان خلق و... در جریان آشوب های خیابانی و اوج آن حرمت شكنی روز عاشوراست؟!
البته معلوم است سران فتنه در كشوری كه در هیچ جای جهان بی نام و یاد خمینی شناخته شده نیست و حوادث پس از انتخابات هم ثابت كرد محبت امام در قلب ملت موج می زند، فعلاً شرایط را برای نقد و تخطئه امام مناسب ندانند و دعوت به تداوم نفاق برای پرهیز از ریزش بیشتر بقایای فتنه سبز كنند اما این حضرات آیا می توانند ادعا كنند كه آنچه در یك سال گذشته عمل كردند، غیر از معارضه و مواجهه با سیره حضرت امام بوده است؟ چه آن زمان كه كوشیدند با ادعای دروغ تقلب، افكارعمومی را بی اعتماد و بدگمان كنند و چه پس از آن كه از موضع دیكتاتوری در برابر قانون و جمهوریت، سر به شورش خیابانی با چاشنی آدم كشی و آتش سوزی و تخریب و ساختارشكنی گذاشتند و كارشان به همراهی با گروهك های محاربی كشید كه جمهوری اسلامی و ولایت فقیه را مانند همین حضرات خار چشم و سد راه می دیدند. نهایتاً هم كه كارشان به نشان دادن چراغ سبز به آمریكا و رژیم صهیونیستی و جسارت به ساحت بنیانگذار جمهوری اسلامی و حضرت امام حسین(ع) كشید.
به یقین سران فتنه در ادامه راهی كه می پیمایند مجبورند نه تنها قاطعیت حضرت امام در برابر استكبارجهانی و گروهك های محارب وابسته را تخطئه كنند بلكه به خاطر خوشایند این جریان ها احكام اسلامی و قرآنی نظیر ولایت، جهاد، حجاب، امر به معروف و نهی از منكر، قصاص، لزوم مرزبندی با كفار و منافقین و... را هم یكی پس از دیگری انكار كنند .

آنچه  در مورد امام و اصولی که مطرح کردند لازم به ذکر است آن است که این اصول از کجا و چگونه استخراج شده؟؟ همه می دانند که اساس حرکت امام و شاکله تفکرات ایشان مبانی اسلام بود و ایشان در تمامی اموری که برپا داشتند اصول صریح اسلام ناب را اقامه کردند. درست است که امام معصوم نبودند. اما دریافت صحیح از اسلام ناب محمدی و حکومت اسلامی و عمل برمبنای آن _با توجه به فقه پویای شیعی_ امری نیست که به عصمت نیاز داشته باشد. بنابراین مبانی ای که از قرآن و سنت استخراج شده در هر عصر و زمانی یکسان است و در سیاست های اصولی آن خطا راه ندارد.




طبقه بندی: جنبش سبز، سیاسی،
برچسب ها: موسوی، اصول امام، مصاحبه کلمه با موسوی،
ارسال در تاریخ 14 خرداد 89 توسط راه ناتمام
قالب وبلاگ